خسته بود و رنجور

با سلام شعر ذیل را بمناسبت نزدیک شدن به سالگرد درگذشت پدرم سرودم باشد که یادی از پدرم و همه پدرها دنیا شود

خسته بود و رنجور

فصل آخر بی بهار

آخرین برگ کتاب زندگی

بی صدا بی حنجره

مهربان بود وعزیز

سینه اش ممـلو از سئوال

جاده  زندگیش در انتها

که یقین است و بی اختیار

بسته گشت و شد در سفر

تا که در منزل مقصود رسید

رفت و یادش  مانده در دلها   یادگار

*******بهمن ماه 92 عنایت *******

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الی

پدرم ، تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم میتوانند مرد باشند ! [گل][گل][گل][گل] روحش شاد

shiva

هیچوقت نگران این نیستم که توسط کسی فراموش بشم . نگران اینم که کسی منو بیاد بیاره و بگه بیخیالش . . . +سلام..آپم....[گل][گل][گل] +راستی...قالب قبلیتون قشنگ تر بود....با عرض پوزش...[لبخند][گل]

shiva

هنگامی که خدا انسان را اندازه می گیرد متر را دور قلبش می گذارد نه دور سرش . . . ( نورمن وینسنت پیل ) +سلام...[لبخند][گل][گل][گل]

shiva

چشمانم را بستم و فهمیدم یه نابینا نه فیلم میبینه ، نه فوتبال ، نه غذایى که میخوره و نه حتى صورت کسانى که دوستشون داره . . . بــــگذار یکبار هم شکر کنیم . . . شکر داشته هایمان حـــــتی اگر انــــدک باشند . . . [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

shiva

مراقب باش بعضی حرف ها فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن ! [گل][گل][گل]

رویا

سلام آقا عنایت عزیز فوت پدر رو بهتون تسلیت میگم........انشاالله هرچی خاک ایشون هست بقای عمر شما باشه...... سرتون سلامت........وشاداب باشید همیشه.......

الی

به به عجب قالب شیکی مباررررررررررک باشه این قالبت خیلی قشنگه مرسیییییییییییییی[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

الهه

آدمی بوی مرگ را که می شنود صمیمی می شود بر بستر احتضار هر کسی "خودش" است .وحشت مرگ او را چنان سراسیمه می سازد که مجال تظاهر نمی ماند حادثه چنان بزرگ است که بزرگان همه کوچک می شوند. (دکتر علی شریعتی)