خنده از درد ،  نهان میگوید

چهره سرخ  ، عیان میگوید

شیشه تار عرق کرده پنجرها

از هوای سرد ،  زمان میگوید

آن پرنده  به شاخه خشکیده

خبر از  سبزه  جوان میگوید

دل عاشق به معشوق جهان

داد  مظلوم ، فغان میگوید

انتظار آن سفر کرده  غیب

همه روزه  ، به اذان میگوید

این حقیر ، درمانده به عشق

درد دل را  ،  به زبان میگوید

سوم اسفند ماه نود دو

 

 

 

 

/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shiva

کم سرمایه ای نیست؛ داشتن آدمهایی که حالت رابپرسند! ولی… از آن بهتر داشتن آدمهاییست، که وقتی حالت را میپرسند؛ بتوانی بگویی: خوب نیستم…! +سلام آقا عنایت عزیز...شما همیشه ب وبم دعوتید...هروقت بیاین خوشحال میشم...[لبخند][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

shiva

لعنت به این روزها ! این روزها که اسم دارند ، شماره دارند ، تعطیلی دارند ، هفته و ماه و سال دارند ، اما افسوس که روح ندارند … [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

shiva

نمیدانم چه کسی دست اتفاق های خوب زندگی ام را گرفته است ، که دیگر نمی افتد . . ! [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

shiva

سلام آقا عنایت....شما خیلی بم لطف دارین.... بعضی از نوشته هام مصداق خودم نیست....ممنونم.......... [پلک][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

shiva

خستگے نگاهم را بخاطر بسپار؛ روزی چشمانم را برای همیشہ خواهم بست… [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

رویا

ارادت ویژه[گل][گل][گل]

shiva

بی طاقتی عادت آن روزهایش بود ! این روزها برای گرفتن خبری از من خیلی صبور است … +سلاااااام...آپم.....[گل][گل][گل][گل][گل]

حامد

سلاااام بسیار زیبا بود[گل]

shiva

یک عمر دیر کرد و نیامد... یک عمر ساعت خود را عقب کشیدم... [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

پری

برای محبت هایی که عمیقند، ندیدن و نبودن هرگز به معنای از یاد بردن نیست ...