زوار

همچنان منتظر لحظـه ی دیـدار تـوام

شرح حالم نشنیـدی ، کـه بیمـار توام

ذوق دیدار تو ، می کِشـدم به هـر طرف

منکه یک عمر در این گوشه گرفتـار توام

رخصتــی ده  کـه ببینـم رخ زیبـای تو را

همچو سایـه  هر زمان  در پی انوار توام

از تب هجران رویت  ، تا سحر سوخته دل

این دلـم وصل تو و  همـواره  زوار توام

93/11/1 عنایت

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ملت بلاگ

با ياري حق تعالي و سپاس از تيم قدرتمند ملت بلاگ و به شکرانه سال اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملي و جهاد مديريتي توانستيم با افتخار سرويسي در خور شأن ملت ايران در جهت هر چه شکوفا شدن فرهنگ غني و بي بديل فارسي زبانان در سراسر دنيا بنا نهيم و به خود مي باليم که ميزبان ملت ايران در امر وبلاگ نويسي هستيم.

بنده خدا

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند: تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت: غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من تا غمگین نباشه، به یاد خالق نمیافته! سلام دوست عزیز امشب توی وبلاگ ما ختم حدیث کسا برگزار میشه خوشحال میشیم شرکت کنید و برای همدیگه دعا کنیم.

shiva

ارزش مـــحــبـت بـــه اســتـمرار آن اســـت ، نـه بـه انــــدازه آن . . ! +سلام...خوبین...؟ ممنون ک سر میزنین...شعرتونم قشنگه...مرسی... :)[لبخند][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

shiva

عمر را به شناختن و دیدن خیلی چیزها و خیلی چهره ها می گذرانی...اما در این میان یکی هست که به او کمتر از همه می پردازی.یکی هست که پاک از او غافلی یکی هست که از همه بیشتر به تو نزدیک است و تو از همه بیشتر از او دوری. او را یک بار هم ندیده ای. در او نگاه نکرده ای.. به دیگران مشغول شده ای و او را گم کرده ای و من اکنون می خواهم او را به یادت آورم. او کیست؟ خودت "دکتر شریعتی / با مخاطب های آشنا" [گل]

علی

عاشق ادبیات لطیف شمام.

بنده خدا

الهی مهرت را چو گردنبندی برگردن ناتوان "من" نهاده ای و من پای بسته به راهت عاشقانه قدم برمیدارم باشد که روشنم گردانی...

راوي

رنج نبايد تو را غمگين كند، اين همان جايي است كه اغلب مردم اشتباه ميكنند... رنج قرار است تو را هوشيار تر كند ، چون انسانها زماني هوشيارتر ميشوند كه زخمي شوند، رنج نبايد بيچارگي را بيشتر كند. رنجت را تنها تحمل نكن،رنجت را درك هم كن، اين فرصتي است براى بيداري، وقتي آگاه شوي بيچارگي ات تمام ميشود.

shiva

خدایا به فرشتگانت بسپار در لحظه لحظه نیایش خویش “دوستان مرا از یاد نبرند . . .” +سلام...خوبین...؟؟؟ مرسی ک سر میزنین... :)[لبخند][گل][گل][گل]

فاطمه

خیلی وقت بود به وبلاگم سر نزده بودم ، امشب که دلم گرفته و تردید خواب رو ازم گرفته اومدم وبلاگم دلم نیومد به دوستام سر نزدم . مثل همیشه زیبا و دلنشین مینویسید. پایدار باشید