با سلام شعر ذیل را بمناسبت نزدیک شدن به سالگرد درگذشت پدرم سرودم باشد که یادی از پدرم و همه پدرها دنیا شود

خسته بود و رنجور

فصل آخر بی بهار

آخرین برگ کتاب زندگی

بی صدا بی حنجره

مهربان بود وعزیز

سینه اش ممـلو از سئوال

جاده  زندگیش در انتها

که یقین است و بی اختیار

بسته گشت و شد در سفر

تا که در منزل مقصود رسید

رفت و یادش  مانده در دلها   یادگار

*******بهمن ماه 92 عنایت *******





تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/۱۸ | ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : عنایت | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.