همچنان منتظر لحظـه ی دیـدار تـوام

شرح حالم نشنیـدی ، کـه بیمـار توام

ذوق دیدار تو ، می کِشـدم به هـر طرف

منکه یک عمر در این گوشه گرفتـار توام

رخصتــی ده  کـه ببینـم رخ زیبـای تو را

همچو سایـه  هر زمان  در پی انوار توام

از تب هجران رویت  ، تا سحر سوخته دل

این دلـم وصل تو و  همـواره  زوار توام

93/11/1 عنایت





تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢ | ٩:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : عنایت | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.