عادت شده تنهـایی ، در خلـوت رویایم

محـزونِ غم یاران ،  در مسکت آوایـم

صد راز نهـانـم  را  ،  با درد به دل دارم

چون آدمی تشنه  ، در حسرت دریایم

بیمار دلی خاموش ، دست دگران دارم

سرگشته بدین ایـام ، در عشرت دنیایم

خسته تنی  آواره ، در خاک زمین دارم

 پیوسته به این دنیا ، در حکمت فـردایم

تقدیر اگر اینست ،  ما محـرم اسراریم

تا جان که بکف داریم ، در نصرت یارانیم

 

عنایت





تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٢٢ | ٤:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : عنایت | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.